پیدا شد
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 9:26
از دست خودم ناراحتم، خیلیییی...، همه چی تقصیر من بود، مشکل من بودم. باید حل بشم... همه ی مشکلا باید حل بشن. این ابر سیاه، این آسمون تیره، این صدا رعد و برق طلبشونو از من میخان... چون هوا که بیرون آفتابیه...
I keep on wait,wait on life to end
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:16
آسمون ببر ابراتو از شهر من...
حال و هوای بادبادک بازی
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:16
بازی، راحت باش... سخت نمیگرم ، پس تو هم سخت نگیر و راحت بخون، بازیه ،همبازی شو، من بر خلاف دنیایی که توش زندگی میکنم، بازیو سخت نمیکنم ، فقط به روش خودم بازی میکنم, با قانون خودم، همه شاکی میشن همیشه ... دوست دارم حرف بزنم ،خیلیییی، بهترین حسم همون لحظه است، ولی کم حرفم، همبازی حرفام نمیشه کسی، یکم ...
دير شده
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:44
هوا خوبه,آسمون هست,ابر هست,بارون هست,باد هست... آسمون هنوز آبيه,اما يه جيزي عوض شده. + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 22:41 توسط GV |
اين داستان ادامه دارد...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:44
روزا جون كندن_ خودمو تحمل ميكنم شبا هم بايد كابوسامو تحمل كنم! دست نوشته هاي يكيو ميخوندم,امروز خداحافظي كرده... + نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱ساعت 16:58 توسط GV
فكر
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:44
دنيا سالم و ساده همه خوب طبيعت آروم و سبز رابطه زلال قلب روشن كاش همه كاش همه كاش همه تحمل ديدن ندارم بسمه خدايا... + نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ساعت 10:36 توسط GV
فریاااد
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:44
جهان پست است و بی بنیاد، از فرهاد کش فریاد...
ااااااااااهههههههههههههه
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:44
این زندگی هر روز زشت تر میشه پس من تند میرم جلو سپری شه
بدو
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:44
بدو... بدو... بدو... سخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخختنه ایست که میرسه، بدووووووووو... نههه مشکلی نیست همه چی خوبه. + نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان ۱۳۹۴ساعت 22:9 توسط GV |
نزدیک نشو! آتیش دوست و دشمن نمیشناسه...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:44
من با صفر، یه کاری کردم، مطمعنم، خیلیا با صدتا صد نکردن
دونه
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:44
خوب، سبز و سرحال ولی دل سرخ و خون ... خسته خسته هن هن نکن تا نکاری سبز نمیشه دونه وقت نیست ، غنچه ی قویی باش که خودشو جر میده گل میشه + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 4:18 توسط GV |
مهدی اخوان ثالث
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 3:44
پوستيني كهنه دارم من يادگاري ژنده پير از روزگاراني غبار آلود سالخوردي جاودان مانند مانده ميراث از نياكانم مرا ، اين روزگار آلود جز پدرم آيا کسي را مي شناسم من كز نياكانم سخن گفتم ؟ نزد آن قومي كه ذرات شرف در خانه ي خونشان كرده جا را بهر هر چيز دگر ، حتي براي آدميت ، تنگ خنده دارد از نياكاني سخن گف